|
بیا به پچ پچ و
نجوا ارواح اجداد
مادری را احضار کنیم و بپرسیم آن
گیسوی سرخ خاتون را چه کسی به باد داد و صندوقچه ی آقا بزرگ را کدام بزدلی، بی
پروا زیردرخت انبه سوزاند [ ] بیا، پشت تبریزی چشم
بگذاریم به ضیافت شاه
نشین کنج باغ بخندیم و با دخترکی
گیس کمند با پیراهن مخمل
سورمه ای و یقه ی چسبان آهاری پیمان ببندیم... بیا ببینیم باز هم می شود
سر زالزالک ها جدل کرد و هی زیر زیرکی
خندید به فریاد های
بی وزن ِ ماهی فروش دوره
گرد... [ ] بیا تا ببینیم که سفر کند
زمان از امارت شاه
نشین چه برجی ساخته و آقا بزرگ را بی عصای چوب
بلوط زیر کدام پاره
سنگ به هِن هِن
انداخته بیا یک نفس بشماریم با
هم : یک چینُ دو چینُ موی
سپید ُ عمق زمین. + نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388 2:57 توسط سارا |
|