برویم زیر باران
خیس شویم
تاب بخوریم مثل موی سیاه خواهر کوچک
تر شویم مثل آن همه چلچراغ رنگین باغچه ی آنوقت ها
بشویم خیال پدر
زیر باران
با کفش های بزرگ
و خرید خانه در دست
برویم
زیر باران
خیس شویم دوباره
پس از این همه ابدیت پی در پی
- همه خشک، همه بی نور، بی رنگ -
عاشق شویم
به کسی که اصلا نمی دانیم کیست
بخزیم زیر لحاف
و کتاب تازه بخوانبم با ولع
و رازقی و شاه پسند کار بگذاریم لای دفترهامان
که مثلا شاید روزی در بزرگی هامان
پیدایشان کنیم
و به کسی نشانشان دهیم مثلا!
...
برویم زیر باران
خیس شویم
دوباره
و بر که می گردیم
کسی نفهمد
که ما
انگار گریه هم کرده ایم...
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387 13:34 توسط سارا
|