تبليغاتX
دیگر برف نمی بارد

دیگر برف نمی بارد

در پیچ تنگ دالان

کسی از اضطراب خموش من سخن گفت

که از عمق پررنگ گودال بر می خیزد

و تیک تاک افسرده ی زمان

تیغ بر تن داغش می زند

*

میان این همه حرب

من به خلسه ی بی نقص عقاب غبطه می خورم

که بر فراز

بی همتا

بی پروا

نشسته و غرور مسلول مردمکان را

نظاره گر است

*

آمده ام، سلام!

فرفره های کاغذی،

که کز کرده اید بر حاشیه ی گلفام ایوان!

و بادبادک های روزی رنگین،

که بر بام بق کرده اید!

سلام...

*

در شکاف جدار خشکید تر ساقه ی درختی نو

که باران ندیده بود هرگز

و هزار میوه ی سبز

قربانی پاییز شدند

*

یک صبح که هوا طعم غروب می داد

مرا هوهوی باد به زمین آورد

شیار کوه پر شد از گرگ و میش

و غنودن ابرها را

نگاه پر طعنه ی ماه فراری

نشانه رفت...

*

همه لباسم نبض شده

و اسبی چموش

لای موهایم

پشت دریچه ی قلبم

زیر پوستم

اسیر درد ساق مضروبش است،

آرام ندارد

*

وای بر تو!

که التماس پیچک را

از فراز دیوار همسایه

نمی بینی

*

باد

گیسوان گورستان را شانه می زند

و صد فانوس، به احترام چند مسافر

آهسته می سوزند

و صد شب پره، از التهاب ستاره ای سرخ

شعله ور می شوند

زبانه می کشند

*

گریه چرا؟

وقتی که اشک های نهال را

خورشید به دلسوزی بی هوده اش

تبخیر می کند،

می خشکاند

؟

*

باد شرجی از جنوب می وزد

و تن چروک زمین را صیقل می دهد،

بانویی جام به دست

از پلکان عمارت پایین می آید

و چند مجسمه ی چوبی

تعظیم کنان

به سایه اش چنگ می زنند

*

نقطه که می گذاری

ذغال نرم می شود

و دستان سیاهت سوی چهره ام پر می زنند...

مرا ورق نزن

که فصل تازه ای شروع نخواهد شد

و رنج کهنه ای تمام

*

درختان پیاده!

که سوی افق برمی دارید،

کلاغان را بگویید

مراسم تدفین نزدیک است

و من

اینجا

جا مانده ام...

*

چوپان

زاری کنان

به پای گرگ می افتد

و بره ای نالان

کنار نهر

خون بالا می آورد...

کافی ست!

*

من، مطرود،

تصنیف کهنه ای که لای صد دفتر گم گشته

و هیچ سازی به آن آشنا نیست

*

سپید

سپید

هزاران بلور یخی،

زمستان در این باغ آواز می خواند

و ژاکت پشمینت

برایم بزرگ است

**

طعم نفت می دهد این بهار نامده

و من

پیش از پایان اسفند

خواهم رفت

 

پ ن۱: ما خولیا

پ ن۲: بلند است، می دانم...

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386 15:18 توسط سارا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نگاه کن...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384



پیوندها

مداد سبز
فانوس نو (ياسين)
پشت هیچستان
آبانگان...‌(حسين)
گفته ب و د م... (تارا)
نفس عميق (آيه)
روزگار ترانه و اندوه (نيوشا)
ويان (ماهور)
روح خزنده (فروغ)
علي درويشي
به روز
داروگ (امیر حسین)
آرمین منتظری
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin